واحد:فصل اربعین
مداح:حاج مصطفی گراشی
آهنگ:سعیدفرهی
شاعر:محمودموجی
تاریخ:1390/3/10
ازنوحریم دل ملال انگیز گردید/پیمانه چشمم زخون لبریز گردید.
یادشهیدان سینه را صهبای خون کرد/اندیشه ها راغرق دریای جنون کرد.
بانگ جرس آوای آزادی است اکنون/باید سفربنمود تا صحرای پر خون.
باید زنو بر بست اسباب سفر را/انفاق باید کرداحساس سحر را.
پیغمبر دشت بلا زینب خروشید/جان در رگان مرد؟اندیشه جوشید.
کای همرهان احرام فصل وصل پوشید/پیمانه ای از آسمان صبر نوشید.
ازشام ویران فاتحانه رفت باید/ماندن در این ویرانه ها دیگر نشاید.
چون اختران را بیقراری ها عیان شد/راهی به سوی کربلا آن کهکشان شد.
اینبار اما بی حسین ابن علی بود/اندوهگین آن کاروان وبی ولی بود.
بی قاسم وبی اکبر وبا چشم خونبار/بی ساقی اطفال عطشان بی علمدار.
آمد که با جابر نماید همنوائی/جابر بخواند قصه های آشنائی.
چون سرزمین کربلا آمد پدیدار/شدآسمان سینه ها محزون وغمبار.
نای نی از اندوه زینب درنوا شد/تا بر زبانش آیه های کربلا شد.
گیسوی اکبر را حنا بستند ازخون/قلب حسین از آن مصائب گشت محزون.
درشکوه با اندوه زین العابدین شد/ازشرح زین العابدین دلها غمین شد.
گفتا که در شام از جفا آل پیغمبر/خاشاک ویران خانه هاشان گشت بستر.
نصرانی وآل یهود از راه احسان/برتخت بنشاندند با تکریم دونان.
اما نبی زاده سراپا ایستاده/بردست وپا زنجیر دونانش نهاده.
خواندندلیکن خطبه های حیدری را/از کربلا گفتند وزان نام آوری را.
ازخطبه اولاد پیغمبر وز آنجا/گردیدظالم تا قیامت خوار و رسوا.
ازکربلا زینب ردای صبر پوشید/خون حسین ابن علی ز آنجا خروشید.
کرببلای جاودان با خون عجین شد/بگذشت عاشورا وفصل اربعین شد.
پیغام خون از اربعین تحصیل گردید/سیرکمال کربلا تکمیل گردید.
موجی"دوباره اربعین و زینب آمد"/مهتاب رخشان در بلندای شب آمد. فصل هجران-متن نوحه و واحدهای بوشهری...
ما را در سایت فصل هجران-متن نوحه و واحدهای بوشهری دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: مهرداد راستی پور
بازدید: 271
تاريخ: پنجشنبه
22 بهمن
1394 ساعت: 23:44